ناصر الدين شاه قاجار
164
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
شمال رفتيم . به جاده رو به مغرب رفتيم . بسيار كسل خواب بوديم . اما شب بىمزه [ اى ] بود . مهتاب كم مانده بود غروب كند . يك فرسنگ كه رانديم ، مهتاب غروب كرد . عرب را هم مرخص كرده ، رانديم . تا رسيديم به يك چراغى كه از دور روشنى مىداد . نزديك كه شد دهباشى بود . براى من رختخواب و شام مىآورد . آقا على خواجه را هم انيس الدوله فرستاده بود . دو فرسنگ ديگر كمتر كه رانديم ، دست راست منار متوكل در تاريكى بود ، ديده مىشد . گنبد مطهر هم پيدا بود . تا رسيديم نزديكى قلعهء شهر سامره قلعهء آجرى سختى به نظر آمد . از پهلوى قلعه ، گذشته پائين رفتم . اردو نيم فرسنگ پائينتر كنار شط افتاده است . بالاخره هشت ساعت از شب رفته بود ، به در سراپرده رسيديم . آقا محراب ، بعضى خواجهها بودند . [ 403 ] هما خانم ، باقرى ، زبيده ، انيس الدوله ، بلنده ، زبيده ، فلان و . . . بودند . بسيار به زنها و . . . بد گذشته بود . نارنگى خورده قليانى كشيده خوابيديم در منزل خان نجار و اين منزل آذوقه بسيار بسيار كم است . به مردم زياد بد گذشته است . كاه خروارى بيست تومان ، گير نمىآمد وقس عليهذا . شب در راه با حسام السلطنه و . . . صحبت مىكرديم . حرم امروز زيارت كرده بودند . امروز والى پاشا ، يك تفنگ يك لوله ، كار ينگى دنيا پيشكش كرد . كه فشنگ برنجى دارد . با گلوله كه هر دفعه ده گلوله از بغل تفنگ تو مىكنند . ده تير پشت هم مىاندازند . تفنگش دو تاست با فشنگ زياد . سپرده شد به آبدارخانه . روز پنجشنبه ششم [ شهر شوال ] صبح با كسالت از خواب برخاستم . از بىخوابى ديشب . ناهار را منزل خوردم . آه و ناله مردم از بىآذوقگى « 1 » به آسمان مىرفت . پاشا هم در كشتى مانده ، نيامده است . از ترس مطالبه سيورسات « 2 » شاكر بيگ نايب والى ، با مشير الدوله آمدند اما كارى از اينها هم ساخته نشد . اشخاصى هم كه در كشتى مانده بودند ، عصرى غروبى وارد شدند . خلاصه ، بعد از ناهار سوار شده رفتيم ، زيارت . قلعه ، دروازه ، دارد از در دروازه [ اى ] كه طرف اردو بود وارد قلعه شديم . توى قلعه همه خراب ، چند خانوارى هم كه هستند ، همه از آجر و سقطهاى « 3 » شهر خرابهء سامره آورده ، خانههاى بد [ و ] كثيف ساختهاند .
--> ( 1 ) . اصل : بىآذوقهگى ( 2 ) . سيورسات - سورسات : زاد و توشه ، خواربار كه براى لشكر در موقع حركت فراهم كنند . ( فرهنگ عميد ) ( 3 ) . آجر خرد شده .